الشيخ علي اكبر النهاوندي
400
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
امّا موارد غيبتهاى اوصيا لا تعدّ و لا تحصى است و ما من باب الاختصار به نقل پنج خبر از اخبار آنها اقتصار مىنماييم . 1 - از جمله علّامهء مجلسى رحمه اللّه در بحار « 1 » از صدوق - عليه الرحمه - روايت نموده : حضرت مسيح چندين غيبت از قوم خود اختيار كرد ، در زمين سياحت مىكرد و مىگرديد ولى قوم او و شيعيانش نمىدانستند كجاست ، آنگاه ظاهر شد و شمعون بن حمون را وصى گردانيد . چون شمعون به رحمت الهى و اصل شد ؛ حجّتهاى بعد از او غايب گرديدند ، طلب كردن جبّاران شديد و بليّه بر مؤمنان عظيم شد ، دين خدا مندرس و حقوق ضايع گشت ، واجبات و سنّتهاى خدا از ميان مردم بر طرف گرديد ، مردم در مذهب پراكنده شدند ، هريك به جانبى رفتند و امر دين بر اكثرشان ، مشتبه گشت . اين غيبت ، دويست و پنجاه سال طول كشيد . 2 - از جمله ، در حيات القلوب به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : بعد از عيسى ، مردم دويست و پنجاه سال ، حجّت و امام ظاهرى نداشتند و حجّت ايشان غايب بود . « 2 » 3 - از جمله ، در حديث صحيح ديگر از آن حضرت مروى است : ميان عيسى و محمد ، پانصد سال فاصله بود كه در دويست و پنجاه سال آن پيغمبر و امام ظاهرى نبود . راوى پرسيد : پس چه مىكردند ؟ فرمود : آنها كه مؤمن بودند ، به دين عيسى متمسّك بودند و به آن عمل مىكردند و فرمود : زمين هرگز از پيغمبر يا امام خالى نمىباشد ، و لكن گاهى ظاهر و گاه پنهاناند . « 3 » 4 - از جمله ، در حيات القلوب از ابن بابويه به سند خود از ابو رافع روايت كرده :
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 14 ، صص 347 - 346 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ، صص 161 - 160 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 14 ، ص 347 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ، ص 161 . ( 3 ) . همان .